تبليغاتX
مینویسم تو هم بنویس
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
سلام بعد از حدود 9 ماه دوباره اومدم دوباره متولد شدم از امروز میخوام خودمو عوض کنم و یه آدم دیگه بشم میخوام دیگه اون گیتی سابق نباشم میخوام اگه بشه شخصیتم رو عوض کنم اگه خدا کمکم کنه که خیلی خوب میشه به نظر شما چجوری اینکارو انجام بدم؟؟؟ منتظر راهنمائیهاتون هستم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:45  توسط گیتی ظریف  | 

چهارشنبه بیستم آذر 1387
 

 خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم.
- خدا گفت : پس مي خواهي با من گفتگو کني ؟
گفتم : اگر وقت داشته باشيد
- خدا لبخند زد ،
وقت من ابدي است .
- چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي ازمن بپرسي ؟
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟
- خدا پاسخ داد...
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند .
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکي را مي خورند
این که سلامتشان را صرف بدست آوردن پول می کنند
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند
این که با نگرانی نسبت به آینده
زمان حال فراموششان می شود
آنچنان که دیگرنه در آینده زندگی می کنند و نه در حال .
این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد
و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند
خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .
بعد پرسیدم ...
به عنوان خالق انسانها ، می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد ،
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
اما می توان محبوب دیگران شد
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد ،
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد .
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی غمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ،
ایجاد کنیم .
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن التیام یابد .
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند .
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقآ دوست دارند .
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند .
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
و یاد بگیرند که من اینجا هستم
همیشه...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:33  توسط گیتی ظریف  | 

دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
         تنهايي 
 

چقدر دوست داشتم يک نفر از من می پرسيد چرا نگاههايت آنقدر غمگين است؟

                 چرا لبخندهايت آنقدر بی رنگ است ؟         

                                     اما افسوس...    

هيچ كس نبود هميشه من بودم

         و        

               من 

                        و 

                              تنهايی پر از خاطره.

  آری با تو هستم ...

       با تويی كه از كنارم گذشتی ...

          و حتی يك بار هم نپرسيدی چرا چشم هايت هميشه بارانی است ؟؟؟

 


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:18  توسط گیتی ظریف  | 

شنبه دهم فروردین 1387
 

شاعر و فرشته

 
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ است
 
سلام دوستان عزيزم
سال نو رو به همه شما عزيزان تبريک ميگم
اميدوارم که سال خوبی رو در پيش رو داشته باشين
سالی پر از برکت خداوندی و پر از شادی و سرسبزی و آسمانی شدن همه ما
اميدوارم که به همه ی آرزوهای زيبا و قشنگتون برسين و سالی باشه که پر از اميد و نشاط برای همه ی ما شروع بشه و تا پايان سال اين شور و اشتياق بيشتر بشه
آرزومند آرزوهايتان
گيتی.
سبز و آسمانی باشيد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:56  توسط گیتی ظریف  | 

جمعه دوازدهم بهمن 1386
... و خدا همین نزدیکیست 
 
زنی پسرش را به سینما می بردو دقیقا به قدری كه برای سینما رفتن لازم بود ،پول همراه داشت.پسر با شور و هیجان دم به دم از مادرش می پرسید كه پس كی به سینما می رسند.سر چهارراه كه به خاطر چراغ قرمز ایستاده بودند،زن گدایی را دید كه در پیاده رو نشسته بود و صدایی را شنید كه به او گفت:
- هر چی پول داری ،به او بده!
زن به بحث با آن صدا پرداخت .او به پسرش قول سینما داده بود .صدا دست بردار نبود:
- تمامش را بده!
زن گفت:
- می توانم نصفش را به بدهم.پسرم هم می تواند تنها به سینما برود و من بیرون می مانم تا او از سینما بیاید.
اما صدا مایل به جرو بحث در این مورد نبود:
- همه را به او بده.
زن اصلا وقت نكرد تا ماجرا را برای پسرش توضیح دهد.اتومبیل را متوقف كرد و همه پولی را كه داشت ،به گدا داد.گدا گفت:
-خدا هست.شما این را به من اثبات كردید.امروز روز تولد من است. دلم گرفته بود.خجالت می كشیدم گدایی كنم.به همین دلیل تصمیم گرفتم گدایی نكنم و در دل گفتم:اگر خدایی هست،هدیه ای به من می دهد. 
                                                                                              پائولو کوئیلو
و خدا همین نزدیکیست...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:32  توسط گیتی ظریف  | 

جمعه بیست و یکم دی 1386
 
 
... خوش به حال آسمون 
 
 
 خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره!!
 
 به کسی توجه نمی کنه ،

       از کسی خجالت نمی کشه،

      می باره و می باره،

      اینقد می باره تا که دلش وا شه،

     آبی شه ، آفتابی شه!!

     کاش . . . کاش میشد مثل آسمون بود.

     کاش می شد وقتی دلت گرفته،

     اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ؛
 
     بعدشم انگار نه انگار که بارشی بود ؛

     انگار نه انگار که غمی بوده . . .

    همه چیز فراموشت شه . . .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:22  توسط گیتی ظریف  | 

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
 

دلم گرفت

 
سلام دوستان گلم
 
امشب دلم بدجوری گرفته
 
امشب بزرگترین تصمیم زندگیم رو گرفتم
 
تصمیم گرفتم کسی رو که سه سال عاشقانه دوستش داشتم و اون خبر نداشت ترک کنم
 
خیلی سخته
 
واقعاْ تحملش رو ندارم ولی واقعاْ اینطوری خودم بیشتر عذاب میکشم
 
تو رو خدا واسم دعا کنین تحمل کنم
 
واسم دعا کنین
 
خیلی زیاد محتاج دعای شما دوستان هستم
 
به نظرتون چیکار کنم که زودتر فراموشش کنم ؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:29  توسط گیتی ظریف  | 

جمعه دوم آذر 1386

!!!!!!!!!!عجب خنده دار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان کتب مقس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

خنده داره . اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!

خنده داره؟! ...... تاسف آوره

منتظر نظراتتون هستم.....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:37  توسط گیتی ظریف  | 

دوشنبه سی ام مهر 1386
 

هیس لطفاً ...... فقط یه ذره سکوت میخوام

 

گفتنی نیست......

از خودم در شگفتم.....

باز هم بچگی....

باز هم بچگی

و باز هم بچگی!!!

سعی می کنم فراموش کنم...

آنچه در این یک ماه گذشت...

حاصل بازی های احمقانه !!! شیطنت های آنی...

گذر به چه سادگی....

راستی به چه قیمتی؟؟؟

حالم خوب نیست....!!!

می فهمی؟؟؟

آخ که اگر صدای او نبود...!!!

همین آرامش کوچک را هم نداشتم...

او...او...او...

همین بس که می دونم...خوب خوبی....خواب خوابی...من که بیدارم...

گذر یک ساعت هم با تو چه خوبه...

خوب من...

................................!!!

سعی می کنم فراموش کنم....

سعی می کنم ببخشمت ....

گیتی ی کودک من...

فقط زمان می خوام...

خدایا خیلی خستم...می شه یه کوچولو بغلم کنی؟؟؟

هیس!!!

گیتی، گیر نده ...

بذار سکوت کنم...

فقط سکوت می تواند بین ما پادر میانی کند !!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:33  توسط گیتی ظریف  | 

جمعه پنجم مرداد 1386
 





بانوی مردادی داغ


ای دل سپرده به غزل ، قشنگ ترین لاله ی باغ
تابستون ِ ترانه هام ، بانوی مردادی داغ

تو ماهِ نازِ آسمون ، تو بی قراری شبی
اون بوسه ای که بی هوا ، پرمی گیره روی لبی

دوست دارم ترانه چشم ، دوست دارم ترانه لب
دوست دارم غزل نگاه ، قسم به روز ، قسم به شب

وقتی نگام که می کنی ، با اون نگاهِ مبهمت
تفسیر آسمون می شی ، بی اختیار می بوسمت

رنگین کمون تو آسمون ، دل اما بی قرارته
وسعت آبیه غزل ، ترانه آینه دارته

یه ثانیه ندارمت ، دلتنگیه یه ساعته
با تو من آروم می گیرم ، با تو خیالم راحته

نیازِ دم به دم تویی ، به هر زبون تو رُ می خوام
داری به چی فکر می کنی ؟ قشنگ ترین دقیقه هام

من از تو دل نمی کنم ، همیشگی ترین بهار
شبنمِ خاطراتِ من ، دوست دارم هزار هزار

كتاب تولدت مبارك - ص 24 شایا تجلی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:58  توسط گیتی ظریف  |